تبلیغات
نسیم پاییزی - عاقبت عاشقی


نسیم پاییزی




عشق اخر تیشه زد بر ریشه ام

 تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام
 
عشق اگر این است مرتد می شوم
 
خوب اگر این است من بد می شوم
 
بس کن ای دل نا بسا مانی بس است
 
کافر م دیگر مسلمانی بس است
 
بعد از این با بی کسی خو می کنم
 
هر چه در دل داشتم رو می کنم
 
نیستم از مردم خنجر به دست
 
بت پرستم بت پرستم بت پرست
 
درد می بارد چو لب تر می کنم
 
طالعم شوم است باور می کنم
 
من که با دریا تلاطم کرده ام
 
راه دریا را چرا گم کرده ام
 
من نمی گویم که با من یار باش
 
من نمی گویم مرا غمخوار باش
 
من نمی گویم دگر گفتن بس است
 
گفتن اما هیچ نشنفتن بس است
 
روز گارت باد شیرین  شاد باش
 
دست کم یک شب تو هم فرهاد باش

نوشته شده در پنجشنبه 28 مرداد 1389 | ساعت 06:31 ب.ظ | توسط سارا |نظرات |